شیرین زبونیهای وروجک خونه ی ما20 آذرماه 91
به ثنا میگم سوره ی حمد رو بخون.ثمین فورا اومده و میگه:"منم بلدم،منم بلدم" میگم بخون .میگه"بسم له رحمان رحیم قل هو اله احد...."
تازه از بیرون اومدیم .دارم لباسمو عوض میکنم اومده با یه ناز و عشوه ای بهم میگه :"خدا به همراهت"
هروقت به ثنا میخایم دیکته بگیم ،ثمین هم فورا دفتر و قلم میاره و میگه:"آجی ثنا بنویس بابا آب داد"
عصر از خواب بیدار شده ،براش شیر و بیسکوئیت اوردم.میخوره و هی میگه:"هوووووم به به چقدر خوشمزه ست"
از روضه برگشتیم.اومده تو اتاق دنبالم و میپرسه:"مامان فردا هم میریم روضه؟!"
هر چی بهش میدم بخوره ،فورا دستش رو درازمیکنه و میگه :"برا آجی ثنا هم بده"بعد هم اول میره به آجی میده و بعد خودش میخوره.
هر تاکسی که میبینه میگه:"سِبیس (سرویس)آجی ثناست.
عاشق اتوبوس و مینی بوس و تریلیه.وقتی میریم بیرون چشمهاش فقط دنبال همین ماشینها میگرده.
داریم میریم بیرون به بابا رضا میگه:برا دخترم بستنی میخری؟باباش میگه تو این سرما نه!میگه :براش شکلات میخری.باباش میخنده و میگه :نه!بعد با یه عشوه ای باز میگه:"دوبی یا(پفیلا)میخلی؟ دیگه بابا نمیتونه مقاومت کنه و بغلش میکنه و میگه:اره برا دخترم میخرم.
رفتیم مهمونی خونه ی همکار باباجون.خانوم صابخونه بهش میگه ثمین بمونه پیش ما.حالا که میخایم بریم بهش میگم بیا کاپشن بپوش تا بریم.میگه :"من نمیام.میخام بمونم!!!!!!!!!!!!!!!"
تو خیابون برا اینکه از بغل بابا بیاد بغل مامان هی میگه:همین تَنگینه(ثمین سنگینه)منظورش اینه که بابا دیگه خسته شده!
در جای پودر لباسشوئی رو باز کرده و دستش رو مالیده توش بعد میاد و میگه:"دستم کثیفه"
الکی با کالسکه میره و میاد و میگه:"بستنی فروشی هست.بیا،بستنی خریدم .چنده آقا؟.نیگاه کن"
درمغازه اگه یه سوال بپرسیم بقیه شو ثمین میپرسه:"آقا این چنده؟"
با ثنا روی پشتیها الاکلنگ بازی کردین و کلی کیف کردین.میگم چی بازی کردین؟میگه:"اَنگوگولنگ"
تا دوربین رو دستم میگیرم،فورا ژست میگیره و میگه:"از دخترم عکس بگیر"

پی نوشت:دیشب طبق یه برنامه ریزی غافلگیر کننده از جانب من و شوهری همه غافلگیر شدن.قرار شد که برای پنجشنبه که قراره نی نی خاله مهتاب به دنیا بیاد بریم دزفول.هورااااااااااااااااااااااااا.شاید من و ثمین بمونیم و ثنا با بابا رضا برگرده و بمونه پیش مامان جونش.تا حالا که راضی شده تا ببینیم چی پیش میاد.برای مهتاب و نی نیش هم دعا یادتون نره.



شیرین زبونیهای وروجک خونه ی ما20 آذرماه 91
